جوان نازنینی از نوع آفتاب ه به دست

وقتی آماده اش می کرد هرگز به این فکر نکرد که ممکنه باعث صدمه زدن به کسی بشه.

 وقتی حملش می کرد هرگز به این فکر نکرد که ممکنه خودش با همین سرگرمی از صفحه ی روزگار محو بشه.

وقتی به فراست از حراست عبورش می داد هرگز به این فکر نکرد که ممکنه زندگی کس دیگه ای رو برای همیشه به stand by  ببره.

وقتی توی استادیوم تصمیم گرفت از جیبش بیارتش بیرون و شادی ش رو از موفقیتی که تیمش توی زمین مسابقه کسب کرده ابراز کنه هرگز به این فکر نکرد که ممکنه آه انسانی کبوتری درختی به آسمان بره.

وقتی از جیبش درش می آورد هرگز به این فکر نکرد که ممکنه کبوتری رو از درختی بپرونه.

و...

وقتی به سمت زمین پرتابش می کرد هرگز به این فکر نکرد که ممکنه چیزی به نام وجدان در او بیدار بشه.

وقتی با کارش اون سرباز کنار زمین تازه داماد _که از خدمتش 23 روز مونده بود_ رو از دیدن زیبایی های دنیا محروم کرد هرگز به این فکر نکرد که...

 که ممکنه آه فرشته هایی رو در آورده باشه...

وقتی خبر رو از تلویزیون می دید و می شنید هرگز به این فکر نکرد که چه شد که این گونه شد. خوشحال شد و به همه ی دوستاش این اس ام اس رو send to all  کرد:

"اون کسی که می گه امروز سرباز کنار بازی رو  کور کرده منما!!!"

و...

این است شادی، تفریح و شاید همه ی زندگی یک جوان آفتابه به دست ایرانی...

به امید روزهایی که شب هاش هم روز باشه

سربلند باشید...

فقط یک تار مو...

فقط یک تار مو...

فاصله ی زیبا ست و زشت،

فاصله ی  درست و نادرست،

فاصله ی با هوده و بیهوده،

فاصله ی آب و آتش،

فاصله ی بیدار و خواب،

فاصله ی  پیروزی و شکست ،

فاصله ی  جدی و شوخی، 

فاصله ی  پیشرفت و پسرفت،

فاصله ی   سپید و سیاه،

فاصله ی  شکر و کفر،

فاصله ی لبخند و اشک،

فاصله ی  رفتن و درجازدن،

فاصله ی رسیدن و نرسیدن،

فاصله ی بودن و نبودن،

فاصله ی  بقا و فنا،

فاصله ی آرامش و تشویش،

فاصله ی روز و شب،

فاصله ی  بهشت و جهنم،

فاصله ی عشق و نفرت، فاصله ی  تو و من،

 

آری ، فقط یک تار مو...

                                       فاصله ی این دنیاست با آن دنیا

فقط یک تار مو...

فاصله ی من امروز است با من دیروز

فقط یک تار مو...

                             فاصله ی شکستن دلی ست و به دست آوردن دلی

 

فقط یک تار مو...

فاصله ی زندگی است با مرگ

فقط یک تار مو...

فاصله ی  توست از من

فقط و فقط یک تار مو...

فاصله است از همه تا هیچ...

اندکی تأمل، شاید که باید...

لطفاً...